|
حرفهایی هست که صدادارند. بعضی هم بیصدایند. حرفهایم از جنس هیچکدام نیستند
|
می خواهم خودم را در 13 دقیقه تعریف کنم!
نگاهم می کند. با تمام گوشهایی که دارد!
شروع می کنم و از خلقت آدم و هوا و اینکه چرا سیب میوه ای خوشخور است؟
تا برسم به جایی که سیاست روز آمریکا در افغانستان چگونه است و در خیابان ها چه می گذرد؟
تمام که می شود نگاهش می کنم. اوج هیجان در چشمانش برق می زند. هنوز دارد حرفهایم را تفسیر می کند و تعبیر!
دلم برای سادگیش می سورزد. معصوم نفهمید آنجا که سرفه زدم به خاطر گرفتگی گلویم نبود.
فقط خودم را از داستانها حذف می کردم!