تبليغاتX
زمزمه های تنهايی یه دیوونه - xxxx
حرفهایی هست که صدادارند. بعضی هم بیصدایند. حرفهایم از جنس هیچکدام نیستند
.... من و من می کند!

می دانم که نمی داند

نمی داند که فرونشسته را کجا بالا بیاورد!

مطمئمن بودم روزی تحملش طاق می شود و اُق می کند 

اما باید اعتراف کنم که انتظارش را نداشتم!

تمام خاطرات را (هر چند کم) جمع می کنم.

دانه دانه زیر و رویش را می پویم

تا تیکه های ناآشنا را به یکدیگر آشنا کنم!


+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 2:43 قبل از ظهر  توسط دیوونه  |