|
حرفهایی هست که صدادارند. بعضی هم بیصدایند. حرفهایم از جنس هیچکدام نیستند
|
حرف که می زنم، دلقکان، بیمار گونه با تازیانه هایشان بر گرده خویش می کوبند.
نگاه که می کنم، بوزینه ها بر سر برتری نژادی با خوکان درگیرند.
چشم که فرو می بندم، فقط بلندی است و پاهای لرزان و جاذبه ای به قدرت 5G
برزخی است بد.
و من خسته از تغییر، به دنبال تغیر آمده ام.
کسی خانه هست؟