|
حرفهایی هست که صدادارند. بعضی هم بیصدایند. حرفهایم از جنس هیچکدام نیستند
|

= "8 وزیر را در صفحه شطرنج می توان به n حالت چید بطوریکه مزاحم همدیگر نباشند"
مردک نگاه بدی دارد. نیشخندزنان زیر چشمی مواظب شاگرد بازیگوش کلاسش است
و من آرام فکر می کنم
نمی دانم باید به رندی صفحه فکر کنم وقتی که 8 وزیر را در صلح و صفا در دل خود جای داده
یا به احمقی وزیرها که به وزیری خودشان می نازند
= " وقتی وزیر اول را جای دادیم، n-1 حالت دیگر داریم..."
می خندم. مردک نمی داند که وزیر اول رفته. نمی داند که هنوز n جا برای جولان دارد!!