تبليغاتX
زمزمه های تنهايی یه دیوونه - xxxx درس زندگی
حرفهایی هست که صدادارند. بعضی هم بیصدایند. حرفهایم از جنس هیچکدام نیستند

شروع می شود.

دستهایت می ایستند.

نفسهایت نامنظم شده اند.

نگاهت به سفیدی روبرویت دوخته می شود.

تمام را به تمام در یک گذر می بینی.

می دانی لحظه درتگ جایز نیست.

تمامش می کنی

صدای نامفهوم مردک بلند می شود:

= "... و آنقدر ادامه می دهید تا به گره مورد نظر برسید"

- " اگر نرسیدیم چه؟"

= " بر می گردید و گره های دیگر را پیمایش می کنید..."

مردک زندگی را چه آسان بازی می کند!!

و تو به گره ای فکر می کنی که نباید یافت شود!!


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 2:27 قبل از ظهر  توسط دیوونه  |