تبليغاتX
زمزمه های تنهايی یه دیوونه - اعنراف
حرفهایی هست که صدادارند. بعضی هم بیصدایند. حرفهایم از جنس هیچکدام نیستند
نمی دانم تا کی برپا خواهم بود

اما می دانم کسانی که در بودنم رحم نکردند، در نبودنم لحظه ای درنگ نخواهند کرد.

باید فکری کنم. بسیار ناگفته و نانوشته دارم. باید برای آنان که باید، گوشه هایی را باز کنم

تا بتوانند بدون من جور بکشند.

گفتم تا بدانند

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 3:18 قبل از ظهر  توسط دیوونه  |