تبليغاتX
زمزمه های تنهايی یه دیوونه - xxxx
حرفهایی هست که صدادارند. بعضی هم بیصدایند. حرفهایم از جنس هیچکدام نیستند
همیشه وحشتی عظیم از تکرار شنیده ها داشتم.

                              از تکرار دیده ها

هیچگاه خیال نمیکردم ، این وحشت جذبه داشته باشد

هیچگاه نمی بخشم دستانم را که دور تازه ای از کابوس ها را بهانه شدند.

دستانم که باعث شدند تا من بدانم، که تا هستم ، با من خواهند بود

تمام کابوسهای بیداریهایم. همانها که برای فرار از دستشان، سر را بر بالش می فشارم


نمی بخشمتان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 3:14 قبل از ظهر  توسط دیوونه  |