دستهایش را نگاه کرد.
خطوطش را به دقت بررسی کرد.
پینه ها را شمرد
رد زخمهای زمانه را هم
همه را با دقت نگاه کرد
اما ندید
چیزی که بقیه می جستند
هر چه دید، بد نبود. راضی اش می کرد
سرش را بالا گرفت، پوزخندی زد و دوباره مشغول زندگی شد
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 10:32 قبل از ظهر توسط دیوونه
|