تبليغاتX
زمزمه های تنهايی یه دیوونه - ××××
حرفهایی هست که صدادارند. بعضی هم بیصدایند. حرفهایم از جنس هیچکدام نیستند
 در سكوت مي شكست.
پيرمرد را همه مي شناختند.
خنده هايش همه را شاد مي كرد.
در تمامي دورهم بودن ها ، او بود و فقط او بود.

پيرمرد اما، در سكوت مي شكست!..

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 10:20 قبل از ظهر  توسط دیوونه  |