تبليغاتX
زمزمه های تنهايی یه دیوونه - ××××
حرفهایی هست که صدادارند. بعضی هم بیصدایند. حرفهایم از جنس هیچکدام نیستند

صمد، پسری که بودن را در نبودن تعریف کرد:

"مي خواهم فرياد بزنم
بايد فرياد بزنم
فرياد ميزنم و تمام ميشوم
من چيزی بيش از يک فرياد نبودم

به انتهای آسمان رسيده ام
ميتوانم تمام شدنش را لمس کنم

به فردا نخواهم رسيد
من زندگی ام تنها در انتزاع است که معنی پيدا ميکند."

صمد صادق نژاد    -  فرياد سکوت

خواندن این کتاب به تمام دیوانگان شدیدا توصیه می شود.....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط دیوونه  |