تبليغاتX
زمزمه های تنهايی یه دیوونه
حرفهایی هست که صدادارند. بعضی هم بیصدایند. حرفهایم از جنس هیچکدام نیستند
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 2:38 بعد از ظهر  توسط دیوونه  | 

حتی اون ابله خانه به دوش غربتی (شازده کوچولو رو میگم) هم تونست روباهه رو اهلی کنه
اونوقت من گنده بک هنوز از پس خودم بر نیومدم!!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط دیوونه  | 

مهم نیست که پسوند و پیشوندت چیه! همینکه بدونم جای مغز٬ توی اون کله تاپالهء گاوه٬ کافیه!

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط دیوونه  | 

آبستن روزگاريم و محسور قهرش!
پزشك مردان و زايمان سراغ ندارين؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط دیوونه  | 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم دی 1386ساعت 11:7 بعد از ظهر  توسط دیوونه  | 

A defensive system made of bullshit which you are focusing on!

doesn't seems to work!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط دیوونه  | 

نمی دانم وقتی حس نارسیستی آدم رو به گه می کشند، چرا این حس مازوخیستی می خواد سریع جاش رو  پر کنه؟
مگه قرار نیست آدم سادیستی بشه؟
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 0:13 قبل از ظهر  توسط دیوونه  |