تبليغاتX
زمزمه های تنهايی یه دیوونه
حرفهایی هست که صدادارند. بعضی هم بیصدایند. حرفهایم از جنس هیچکدام نیستند
تور بزرگ ملکوت:

 سه شب بهشت، دو شب جهنم، دو شب برزخ شامل:


- بازديد از مهم ترين مراکز فرهنگی، هنری، تفريحی ملکوت
- بازديد از پل زيبا و تاربخی صراط
- بازديد از معروف ترين مار دنيا؛ غاشيه
- تجربه ی سفری زيبا بر روی شير عسل های رودخانه های بهشت
- بازديد از بارگاه الهی و خانه ی جبرائيل
- بازديد از اژدهای دو سر
- بازدید از جنگل میوه جهنم (شامل درختان موز و آناناس ، بوته های کاکتوس و صیفی کاری های خیار چنبر)
-  کنسرت بزرگ هايده و مهستی با حضور افتخاری ايرج بسطامی در آمفی تئاتر اصلی بهشت، آسمان هفتم! . زمان: جمعه ی آینده  

******

  هزينه های تور شامل :

-هزینه ی ترانسفر از برزخ
- هزينه ی جابه جايی و اقامت همراه با صبحانه
- هزينه ی ويزای بهشت
- هزينه ی جا به جايی با قاليچه ی پرنده (کولردار)
- هزينه ی خدمات جانبی( حوری ,.....)

علاقه مندان می توانند برای شرکت در تور و کسب اطلاعات بيشتر هر چه سريع تر با عزرائيل تماس بگيرند! برای تهيه ی بليط و شرکت در کنسرت باید تا آخر وقت اداری چهارشنبه فوت شده باشند 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 2:4 بعد از ظهر  توسط دیوونه  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط دیوونه  | 

خیلی وقتا میشه که یکی برمی گرده، زل می زنه تو چشام و با تمام کنجکاویش ازم می پرسه: راستش رو بگو دنبال چی می گردی؟ و منم می خندم، خودم رو به علی چپ می زنم و با تمام کنجکاویم فکر می کنم: چرا حتی یکبار هم کسی نپرسید: داری چی رو گم می کنی؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 8:55 قبل از ظهر  توسط دیوونه  | 

احمقانه این نیست که توی ایستگاه سلامتی سیگار بکشیم.
احمقانه این نیست که توی ایستگاه زندگی بمیریم
احمقانه این نیست که توی صورت لاما تف بندازیم و بخندیم!
احمقانه این نیست که بخندیم و بخندانیم و بگرییم و بخندانیم

احمقانه یعنی من که نه این چهار مورد رو، که خیلی چیرای دیگه رو هم احمقانه نمی دونم!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط دیوونه  | 

می دونستی که توی زندگیت هیچوقت انحنا وجود نداره؟ همه چی یا یه خط راسته یا نیست!!!!
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 2:1 قبل از ظهر  توسط دیوونه  | 

"اینروزا هر جای شهر را که نگاه می‌کنی نوشته "آیس پک را با ما تجربه کنید" حالا آیس‌پک چیه که ما باید تجربه‌اش بکنیم؟ واقعا آیس‌پک چیست؟
آیا آیس‌پک همان کیسه یخ هست که روی مکان ضربدیدگی می‌گذراند؟ آیا نوعی از بستنی‌است؟ آیا یخ‌دربهشت خودمونه؟ آیا خوشمزه‌است؟ آیا اصلا خوراکی هست؟ آیا نوعی سیگار منجمد است؟ آیا چون خارجی‌ها می‌خورندش ما هم باید بخوریم؟ آیا به قول دوستی، جیش را هم بریزند توی شیشه و بگن که خارجیا می‌خورند ما نیز باید کوفت کنیم؟ آیا خوردنش کلاس می‌آورد؟ آیا وقتی آیس‌پک تو دستمونه، می‌تونیم تصور کنیم که تو جردن هستیم؟ آیا جردن همان آفریقاست؟ آیا شفا در کرمان، حکم جردن در تهران را دارد؟ آیا شما تا به حال آن را استعمال کرده‌اید؟ آیا من هم باید آن را استعمال کنم؟ آیا استعمالش می‌تواند مفید باشد؟ آیا قیمت آن واقعی می‌باشد؟ آیا من آیس‌پک می‌خورم پس هستم؟ آیا...."

آجرپاره (با اندکی تصرف)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 1:39 قبل از ظهر  توسط دیوونه  |