تبليغاتX
زمزمه های تنهايی یه دیوونه
حرفهایی هست که صدادارند. بعضی هم بیصدایند. حرفهایم از جنس هیچکدام نیستند
مستی به قدر راستی
راستی به حد مستی

- راستی اگه مستی نبود، من و تو چیکار می کردیم؟
= به هم دروغ می گفتیم
- ولی تا حالا که به هم دروغ نگفتیم. گفتیم؟
= نه ولی بعضی جاها راستشو نگفتیم!
- آهان! ولی خوب این یعنی که... نه! خوب ! آهان ! شاید. باشه!!!!

من هنوز مثل اون سگ می مونم که با تمام همت! دنبال دمش می کنه !
آمین یا {سکسکه} رب {سکسکه}العالمین!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط دیوونه  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:23 قبل از ظهر  توسط دیوونه  | 

سکوت بره ها...
با بره ها در سکوت؟

احمقانه یعنی وقتی وجود کلمات هم دردی را دوا نمی کنند.
و تو در سکون و تو در سکوت می بینی
                                     و می شنوی
                                     و حس می کنی
تمام فریاد بره ها را

ولی آرام و مطمئن می شینی
کریستی برگ گوش می دی
و سوپ مغز رو سر می کشی!

خداحافظ هانیبال!
سلام دیوانگی!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط دیوونه  | 

Dear Mr. Monster-whitin,

I'm writing to you on behalf of the corpse that is holding you inside. The corpse is no longer afraid about your abilities nor is preventing you from harming others.. We also belive that from now on, you should be directed to other certain corpes to show your powers.

From now on, there would be no guard. No cells, no sweet words. To-be-harmed should be harmed. To be killed should obey the faith.

Dear sir,

From now on, you are free to enjoy the cell that Mr. Corpse in living in. Please be informed that the new holding place is shared between you, the undersigned and the rest of people who wishes to enjoy your harming attitude

Yours faithfully,
Mr. corpse

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط دیوونه  | 

"
کرم را با ناخن از وسط نصف میکنید
کرم دور انگشتتان میپیچد، نشانه از درد کشیدن
کرم را به سر قلاب میکشید
کرم دور قلاب حلقه میزند، شاید باز هم نشانه ای از درد کشیدن
نخ قلاب را میکشید و کرم را درون برکه می اندازید
کرم در سردی آب روان برکه آرام میگیرد
ماهی می آید
کرم را به دندان میگیرد
کرم را میجود
شاید در آخرین لحظه کرم دور دهان ماهی هم میپیچید
قلاب به دهان ماهی میچسبد
ماهی کرم خورده را از آب بیرون میکشید
کرم میمیرد
ماهی بعد از کرم میمیرد
و هنگام مردن خود را به زمین میزند
شاید از صخره ی خاکی کنار برکه ، قطره آبی برای نفس کشیدن طلب میکند
کسی چه میداند
ماهی کرم را خورد و مرد
مرد ماهی را میخورد
و منتظر نوبتش میماند
و شب هنگام خواب یاد نگاه کرم می افتد هنگامیکه دور انگشتانش پیچید.
"

دیوونه

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 3:36 بعد از ظهر  توسط دیوونه  | 

واقعا موندم! اينهمه آدم كه پشت قفس ميمونها ادا و اطوار در  مي آرن، چرا نمي تونن ميمونها رو بخندونن؟
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 2:41 بعد از ظهر  توسط دیوونه  |